خرید بک لینک

برداشت بيش از حد از منابع آب آبخوانها و استفاده ناپايدار از منابع آب ، خشك شدن فصلي رودخانه ها، درياچه ها و تالابها به یک مشكلي جهاني منجر شده است. اين روند مخصوصا در كشورهاي واقع در خاورميانه و شمال آفريقا كه با بيشترين چالشهاي كمبود آب مواجه هستند، بیشتر با واقعیت همراه است. اين دسته از كشورها معمولا براي تامین امنيت غذايي، آب شهري و ديگر نيازهاي خود به مداخلات انساني وابسته هستند. علاوه بر اين، ميزان مصرف آب در آنها محدود به مقادير بارش، رواناب و تغذيه بوده و به عبارتي نوعي خود تنظيمي در آنها برقرار میباشد. اما طي دهه هاي اخير، احداث و بهره برداري از سامانه هايي با ذخاير بزرگ آبي و توسعه فنآوري حفر چاههاي عميق، منجر به افزايش شديدي در برداشتها از آبخوان شده است. ضمن اينكه اينگونه بهره برداري ها، موجب وابستگي و رقابت بين بخشي شده و ورود به مرزهاي آبي جديد را به همراه داشته است كه عمدتا، منابع غيرتجديدپذير هستند. بديهي است كه حكمراني اين سامانه ها و روابط جديد بين بخشي ايجاد شده بين آنها، به مراتب فراتر از ظرفيت نهادهاي سنتي بوده است.

راه حلهايي كه براي حل اين مشكلات اتخاذ شده ،ظاهرأ ساده به نظر ميرسند، مانند: كاهشمصرفآب، تصفيه واستفاده مجدد ازفاضلاب و بهره برداري از هر نوع آبقابلدسترس. اما اينگونه راه حلهاي ساده، تبعات سياسي سختي نيز بهمراه دارند. به عنوان مثال: از سهم آب كدام حقابه بر بايد كاسته شود؟ سهم چه كشوري، چه منطقه اي، چه بخشي و يا كدام كشاورز؟ پيامد اقتصادي، اجتماعي و امنيت غذايي چنين كاهشهايي چه خواهد شد؟ تبعات زيست محيطي آنها چگونه خواهد بود؟

در اين راستا تا هنگامي كه آب اضافه قابل استحصال وجود داشته، گرايش به سمت استفاده هرچه بيشتر از منابع بوده است. اما اين اواخر كه تاثيرات زيست محيطي و ناپايداري مصرف آب ، خودنمايي كرده، اينگونه راه حلها با محدوديت هايي مواجه شده است. متعاقبا راه حلهايي كه به نظر ميرسد، مشكلات ورود مستقيم به كاهش تخصيص آب را ندارند، بيشتر مورد توجه برنامه ريزان، سياستگذاران و موسسات مالي قرار گرفته است. اين راه حلها، معطوف به نوسازي و مهندسي دوباره آبياري شده است. قاعدتاً اصلاحات نهادي نيز بايستي بخشي از اين برنامه ها باشد، اما بهبود فنآوريهاي آبياري معمولا مركز ثقل آنها بوده اند. اين فنآوريها عمدتا شامل انتقال آب با لوله، تسطيح ليزري مزارع و آبياري تحت فشار باراني، قطره اي و زيرسطحي است. در هر مورد هدف جايگزيني آبياري غيركارآمد سنتي؛ با فنآوريهايي بوده كه ازطريق آن،استفاده موثر گياه از آب ،به حد اكثر رسيده و زمان و اعتماد پذيري به تحويل آب را بهبود ميبخشد.از اين دست اقدامات در گزارش پيش رو،تحت عنوان آبياري با فن آوري بالا نام برده شده است. از اين نوآوريها انتظار ميرود كه دو فايده اصلي بدنبال داشته باشد: صرفه جويي در مصرف آب وتوليد بيشتر محصول از هر واحد آب .

درك اينكه چگونه اين اقدامات بر مصرف منابع آبي اثرگذار است، به حسابداري شفاف نياز دارد. زيرا در تحليل سامانه هاي آبي، ديدگاه ذينفعان كشاورزان اراضي ديم و آبي، صنعت، بهره بردان سامانه، مديران حوضه اي، متوليان محيطزيست و غيره براينكه چگونه جريانهاي مختلف برچسبگذاري و ارزشگذاري شود، موثر ميباشد و اين مهم از طريق حسابداري آب مقدور خواهد بود. بدين منظور، عبارات ساده زير را ميتوان براي هر مقياس و هر نوع كاربري آب مورد استفاده قرار داد و هرگونه مصرف را براساس آنها طبقه بندي نمود:

.1 آب مصرفي سودمند مانند تعرق گياه؛ تبخير از تالابها؛ برجهاي خنك كننده

2. اب مصرفی غير سودمند مانند تبخير از سطح آزاد آب، خاك مرطوب؛ تعرق از علف هاي هرز

3. آب غير مصرفي قابل برگشت مانند آبي كه به رودخانه يا سفره باز ميگردد و استفاده مجدد آن وجود دارد

4. آب غير مصرفي غير قابل برگشت كه به لحاظ اقتصادي برداشت آن مقرون به صرفه نباشد.

اصطلاحات فوق در مورد حسابداري آب، اين امكان را ميدهد تا تعريفي شفاف از مواردي كه در كشاورزي آبي با آن مواجه ايم ،داشته باشيم. به عنوان مثال، ادعاي 50 درصد صرفه جويي ناشي از بكارگيري تكنولو ژي برتر آبياري، معمولا به كاربرد آب در بعد محلي و مزرعه مربوط مي شود، و آب برگشتي كه صرف تغذيه سفره و يا بازگشت مجدد به پائين دست رودخانه ميشود را لحاظ نميكند.البته اگر سفره آب زيرزميني شور باشد و يا خروجي آب سطحي به دريا برود، آنگاه ميتوان گفت صرفه جويي صورت گرفته است.ليكن همانگونه كه ذكر شد، تنها يك مجموعه كامل حسابداري آب است كه ميتواند نشان دهد كه آيا صرفه جويي واقعي اتفاق افتاده است يا خير؟ و متعاقبا تصميم گرفت كه آيا ميتوان آب صرفه جويي شده را بدون تبعات منفي براي كاربرد ديگري رها ساخت يا خير؟ بدين ترتيب تاثير روش مدرن آبياري بر مصرف، نياز به كمي شدن دارد و بايد پاسخ دهد: هنگامي كه روشهاي سنتي به روش مدرن آبياري قطرهاي و يا باراني تبديل ميگردد، چه تغييري در مصرف آب اتفاق ميافتد؟

موارد فوق ما را به موضوع مهم بهره وري آب هدايت ميكند. اگر روش آبياري پيشرفته اجازه دهد كه به ازاي تحويل آب كمتر، به همان مقادير قبلي و يا بيشتر محصول مثلا غلات توليد گردد؛ در اينصورت بهره وري بيوفيزيكي آب به ازاي آب تحويلي افزايش يافته است.اگرآب تحويلي ثابت بماند و سطح زير كشت افزايش يابد، مجددا بهره وري بيوفيزيكي آب افزايش يافته است . اما اگر هدف ما بصرفه جويي در آب است؛ بايد توليد محصول را به ازاي واحد آب مصرف شده بر حسب كيلوگرم در متر مكعب آب بيان كنيم. چنين تعبيري، بخصوص براي محصولات زراعي مانند غلات، فيبر ، صيفي و نيشكر بايد كاملا محافظه كارانه بررسي شود.به عبارت ديگر براي هر محصول و منطقه اقليمي كشت آن، رابطه خطي بين مصرف آب و توليد محصول وجود دارد. پيامد مهم اين رابطه آن است كه همزمان با افزايش عملكرد، به احتمال زياد مصرف آب هم بالا خواهد رفت.

از طرف ديگر، چنانچه روشهاي مدرن آبياري اجازه دهد تا كشاورزان محصولات با ارزشتري را كشت كنند، شاخص ديگري مورد توجه قرار ميگيرد كه به آن بهره وري اقتصادي آب اطلاق مي گردد که برحسب واحد پول بر آب مصرفي اندازه گيري ميشود. بدین ترتیب دليل قوي تري حاصل ميشود كه تكنولو ژي بالا كه اغلب آبياري كنترل شده را امكان پذير ميسازد يكي از عواملي است كه كشاورزان را به سرمايه گذاري روي محصولات با درآمد بيشتر،تشويق ميكند.

موارد مطروحه در خصوص تاثير آبياري پيشرفته برصرفه جويي در آب حائز اهميت زيادي ، در منطقه است. زيرا استفاده از روش هاي مدرن آبياري ، محور اصلي برنامه هايي است كه بيشتر كشورها و اكثرنهادهاي مالي آنها براي پاسخ به كم آبي پيشنهاد مي كنند. دو مولفه واگرا در اين راستا نيز وجود دارد كه مربوط به مقياس و منافع مختلف ميباشد. بدين ترتيب كه كشاورز ی در مقياس مزرعه با تمركز بر منفعت خود و ديگري مديران منابع آب هستند که در مقياس حوضه آبريز و يا كشوري و با تمركز بر پايداري منابع كه به مقوله فوق ميپردازند. البته جاي كتمان نيست كه روش هاي مدرن آبياريمطابق تعريف عبارت است از هر گونه اقدام فني در جهت بهبودي وضعيت تحويل آب به مزرعه ميتواند منافعي در بر داشته باشد. زيرا كه برداشت آب، هزينهذهاي پمپاژ، استفاده از مواد مغذي، سم متعاقبا آلودگيهاي مربوط و نهايتا نيروي انساني مورد نياز را كم ميكند و در عين حال تنوع گزينه هاي الگوي كشت را وسيعتر ميكند. اما سوال اينجاست كه آيا منافع حاصل از روش هاي اصلاح شده آبیاری نهایتا صرفه جویی آب در مقياس حوضه آبريز و كشوري را نيز باعث ميشود؟ اينجاست كه مقياس در ارزيابي عملكرد اين سامانه ها نقش پيدا ميكند و ميتواند متفاوت با نتايج آن در بعد مزرعه باشد. توجه به اين سوالات بخصوص براي مناطقي كه با كمبود آب، سفره هاي در حال تخليه و رودخانه ها خشك مواجه هستند، بسيار اهميت دارد. در هنگام نوشتن اين متن، با بيش از 150 متخصص ارتباط برقرار شد و درخواست گرديد تا مشاهدات خود را درخصوص تاثير روشهاي مدرن آبياري در مصرف آب و بهره وري آن ارائه دهند. اين متخصصين،شامل طيفي از محققين مستقل تا افرادي در موسساتي مانند موسسه بین المللي مديريت آب ، بانك جهاني، بانك توسعه آسيا، سازمان خواروبار ملل متحد -فائو و غيره بود. درخواستها از طريق سايت شبكه جهاني آب و غذا ارسال گرديد كه خود حدود 150 عضو دارد بخشي از آنها با گروه اول همپوشاني دارند.به شكلي بسيار تعجب برانگيز، مرور نتايج نشان داد كه در موارد بسيار محدودي بطور دقيق آثار آبياري پيشرفته مستند سازي شده است. در حاليكه مثالهاي بسياري وجود داشت كه فرض كرده بودند، آبي صرفه جويي خواهد شد و بهرهوري ارتقاء خواهد يافت. همچنين اين مطالعات عموماً نشان داده كه توسعه اين گونه سامانه هاي آبياري، در واقعيت امر، مصرف را بالا برده همانطور كه علم هم بدينگونه پيشبيني ميكند و يا تاثيري بر مصرف نداشته است. همچنين، بهره وري آب در واحد آب مصرفي نيز كم وبيش ثابت باقي مانده است. استثناء در اين نتايج مربوط به باغات بوده كه نشان داده استفاده از آبياري قطرهاي در مقايسه با غرقابي تا 6 درصد باعث كاهش مصرف آب شده و عملكرد را نيز افزايش داده است. موردي كه ميتوان به عنوان انتظارات از اين سامانه ها برشمرد

. جمعبندي اين گزارش اينگونه است كه برگرداندن تعادل بين تامين پايدار آب و مصرف آن، قبل از هر چيز نيازمند كنترل فيزيكي منابع آب توسط دولت يا ساير نهادهاي مسئول، در راستاي مصرف پايدار است، بدنبال آن مداخلات در كاهش ميزان تخصيص ها نيز ضروري است. در چارچوب چنين كنترل هايي است كه آبياري پيشرفته ميتواند توسعه و ترويج يابد، سپس كشاورز در اين چارچوب توجيه شود و تصميمگيرد تا از مزاياي مختلف آبياري پيشرفته منتفع شود يا خير. نكته قابل تامل اينكه، استفاده از روش هاي مدرن آبياري در غياب كنترل تخصيص آب، معمولا شرايط را بدتر خواهد نمود و سبب ميگردد تا مصرف آب در واحد سطح بالا رود، سطح زيركشت افزايش يابد، كشاورزان ترغيب شوند تا آب را بيشتر و از منابع عميقتر برداشت نمايند. نتيجه اين كه كنترل دسترسي به آب، بايد مقدم بر بكارگيري روش هاي پيشرفته آبياري باشد.

نتايج فوق، پيام مهمي براي بازيگران اصلي در بخش آب دارد: دولتها بايد توان و مسئوليت حكومتي خود را درحفاظت از اين منابع بحراني و ملي اعمال نمايند. نهادهاي مالي نيز بايد تبعات فعاليتهايي را كه در بالا به آنها اشاره شد را مورد توجه قرار دهند و از حمايت مالي طرحهاي آبياري پيشرفته و نوسازي شبكه ها در غياب كنترلهاي لازم در تخصيص آب، پرهيز كنند. با اين گزارش، ما بستر را براي بحث با تمامي ذينفعان اصلي كه درگير حوزه مديريت منابع آب هستند، باز ميكنيم تا در يك چارچوب مناسب و علمي، فرصتي براي تعاملات لازم فراهم گردد. مبحثي كه براي مدتها مخالفان خود را نيز داشته است.

+ نوشته شده توسط karim ghorbani در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۶ و ساعت 10:38 AM |

برچسب: ترجمه,چکیده,عنوان,پيشرفته,آبياري,اخیرا, نویسنده: مهتاب اسدی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 16:07

صفحه بندی